حسين قرچانلو

317

جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )

به قسنطينه آوردند و در آنجا دفن كردند . « 1 » ابو الفداء در آغاز قرن هشتم هجرى ، از اين شهر با نام قسطينه ياد كرده ، مىنويسد : در آن شهر نهرى است كه در خندق بزرگ ( اطراف شهر ) فرو مىريزد و از ريزش آن بانگى ترسناك به گوش مىرسد . فاصله ميان قسنطينه و مسيله هجده ميل است . « 2 » ابو الفداء بقيهء اوصاف شهر را از قول بكرى و ادريسى نقل كرده است . ابن بطوطه ، سيّاح قرن هشتم هجرى كه به قصد سفر حج از شهر قسنطينه عبور كرده ، مىنويسد : در خارج شهر قسنطينه فرود آمديم ؛ باران سختى باريدن گرفت ، چنان كه ناگزير شبانه از چادرهاى خود درآمديم و به منازلى كه در آن حدود بود پناهنده شديم . فردا حاكم شهر به ملاقات ما آمد . او مردى شريف و نيك بود و ابو الحسن نام داشت . چون لباسهاى مرا كه باران به كلى خراب كرده بود ديد ، فرمان داد تا در خانه خودش آن را بشويند . يك طاقه جامهء احرام بعلبكى نيز براى من فرستاد كه دو دينار طلا در يك گوشهء آن پيچيده بود . « 3 » آخرين وصفى كه از قسنطينه در كتب آمده ، وصف لئون افريقى است . وى مىنويسد : شهرى باستانى است كه روميان بنا كرده‌اند و ديوارهاى قديمى و بلند و ساخته شده از سنگ تراشيدهء سياه نشانهء آن است . سمت جنوب شهر توسط صخره‌هايى بلند كه جزو رشته كوهى مرتفع است ، احاطه شده و رودى به نام سوفغمار از برابر آن عبور مىكند . سمت ديگر رود نيز توسط صخره‌ها احاطه شده است ؛ به طورى كه درّه عميقى ميان اين دو [ قسمت صخره‌اى ] ايجاد شده و براى شهر مانند خندقى است و بلكه كارآيى آن از خندق نيز بيشتر است . در سمت شمالى شهر ، ديوارهايى در نهايت محكمى و استوارى است و علاوه‌بر اين ، شهر در بالاترين نقطهء كوه است و صعود به شهر قسنطينه جز از دو راه كوچك و تنگ كه يكى به سمت مشرق و ديگرى به سمت مغرب است ، ممكن نيست . دروازه‌هاى شهر زيبا و بزرگ است و با صفحاتى از آهن پوشيده شده است . قسنطينه گنجايش هشت هزار خانه و واردات

--> ( 1 ) . همان ؛ ج 5 ، ص 321 . ( 2 ) . تقويم البلدان ؛ ص 187 . ( 3 ) . سفرنامهء ابن بطوطه ؛ ج 1 ، ص 8 .